[ad_1]
نوشته و ویرایش شده توسط مجله ی باماها
اثرات سریع بمب، شامل گرما، موج انفجار و تشعشعات، تا شعاع ۴ کیلومتری گسترده می بود؛ هرچند مطالعات تازه نشان دادهاند که بارش رادیواکتیو موسوم به «باران سیاه» به علت بادهایی که ابر قارچی را جابهجا میکرد، زیاد فراتر از این محدوده گسترش یافت. برخی بازماندگان به چپل انها گفتند که اثرات موج انفجار، از جمله شکستهشدن پنجرهها یا تخریب سازهها، حتی در شهرها و روستاهای حاشیهای تا فاصله ۳۰ کیلومتری دیده شده می بود.
هرچه به مرکز انفجار نزدیکتر بودی، گمان صدمه شدید زیاد تر میشد. در فاصله ۳۶۰ متری از مرکز انفجار، تقریباً هیچ چیز باقی نمانده می بود؛ در فاصله ۴ کیلومتری، نیمی از ساکنان جان باختند. حتی در فاصله ۱۱ کیلومتری، افراد دچار سوختگی درجه سه شدند که ناشی از اثرات تشعشعات می بود. پرتوهای نوترونی این چنین به سطح زمین نفوذ و آن را رادیواکتیو کردند.
ابر قارچی از تپههای استانهای همجوار قابل مشاهده می بود. افرادی که خارج از شعاع مستقیم انفجار بودند، ممکن می بود در ابتدا هیچ نشانه خارجی از جراحت نداشته باشند؛ اما در روزها، هفتهها، ماهها و سالهای سپس دچار بیماری شده و از دنیا میرفتند. افرادی هم که برای پشتیبانی به مجروحان داخل شهر میشدند، در معرض تشعشع قرار میگرفتند.
زیاد تر بخوانید
تشعشعات حتی کودکانی را که آن زمان در رحم مادر بودند، تحت تأثیر قرار داد. بیماریهای شایع ناشی از تابش شامل ریزش مو، خونریزی لثه، افت انرژی (که در ژاپنی به آن «دیگر ارادهای نیست» میانها گفتند)، درد، و تبهای شدید و مرگبار می بود.
دولت ژاپن نزدیک به ۶۵۰ هزار نفر را بهگفتن افرادی که تحت تأثیر بمباران اتمی هیروشیما و ناگاساکی قرار گرفتهاند، به رسمیت شناخته است. هرچند زیاد تر آن افراد اکنون درگذشتهاند، بر پایه آمار وزارت کار، بهداشت و رفاه تا ۳۱ مارس ۲۰۲۵ نزدیک به ۹۹٬۱۳۰ نفر تا این مدت زندهاند و میانگین سن آنها اکنون ۸۶ سال است.
در یک برنامه رادیویی بعد از بمباران اتمی، امپراتور هیروهیتو تسلیم ژاپن را خبرداد و از مردم خواست «رنج غیرقابل تحمل را تحمل کنند». او بدون آنکه به طور مستقیم از دعوا هستهای نام ببرد، به «بیرحمترین سلاحهایی» اشاره کرد که توسط نیروهای متفقین به کار رفته می بود. به علت حس بد نسبت به ناکامی، شرمساری از قبل امپراتوری ژاپن و نقش این سرزمین در جنگ و این چنین سانسور و ناآگاهی از حقیقت سلاحهای هستهای، این فکر شکل گرفت که کشتهشدگان و مجروحان هیباکوشا فقطً «قربانیان» (生贄になる) برای صلح جهانی بودهاند.
نسلهایی که تحت تأثیر قرار گرفتند
تقریباً هفت سال طول کشید تا یاماناکا نیروی کافی برای داشتن یک زندگی نسبتاً عادی را به دست آورد و به سختی توانست از دبیرستان فارغالتحصیل بشود. او بعدها به بیماریهای گوناگون خونی، قلبی، چشمی و تیروئیدی و این چنین ضعف سیستم ایمنی مبتلا شد؛ علائمی که امکان پذیر با قرارگرفتن در معرض تشعشع مرتبط باشد.
دختران یاماناکا نیز صدمه دیدند. در سال ۱۹۷۷، هنگامی دختر بزرگش ۱۹ ساله می بود، سه بار تحت عمل جراحی برای درمان سرطان پوست قرار گرفت. در سال ۱۹۷۸، دختر دومش که ۱۴ سال داشت، به لوسمی مبتلا شد. در سال ۱۹۸۷، دختر سومش ناچار به عمل جراحی برداشت تخمدان شد.
تقریباً هفت سال طول کشید تا یاماناکا نیروی کافی برای داشتن یک زندگی نسبتاً عادی را به دست آورد
چپل چندین دفعه با دختران، نوه و چند بازمانده دیگر خانواده یاماناکا مصاحبه کرد؛ ابتدا درمورد تواناییهای پیش از بمباران اتمی و سپس تا به امروز. هرچند مصاحبهها طبق معمولً در محل رسمی «موزه یادبود صلح هیروشیما» اغاز میشد، چپل زمان پیادهروی و بازدید از مکانهایی نیز که برای خاطرات شخصی بازماندگان مهم بودند، با آنها مصاحبه کرد.
دسته بندی مطالب
مقالات کسب وکار
[ad_2]