[ad_1]
نوشته و ویرایش شده توسط مجله ی باماها
اما دو گونهی بازمانده از سردهی لیریودندرون که به گفتن درخت لاله (Liriodendron tulipifera) و درخت لاله چینی (Liriodendron chinense) شناخته خواهد شد، با ماکروفیبریلهایی نزدیک به ۲۰ نانومتر، در میانهی دو نوع چوبسختها و چوبنرمها قرار داشتند. لیچاکوفسکی میگوید مشاهدهی این دو نمونه غافلگیرکننده می بود، او میافزاید: «لیریودندرون به دلایلی نامعلوم، ساختار متغیری دارد.»
بر پایه مطالعات قبلی، درختان لاله رشد سریعی دارند و مقدار بالایی از کربن را جذب میکنند. به همین علت، به گزینهی محبوبی برای مزارع طراحیشده برای جذب کربن تبدیل شدهاند.
درختان لاله نزدیک به ۳۰ تا ۵۰ میلیون سال پیش از نزدیکترین خویشاوند خود، یعنی مگنولیاییان، جدا شدند. در این دوره از تاریخ زمین، مقدار غلظت کربن دیاکسید در جو، یک دفعه از ۱۰۰۰ ppm (قسمت در میلیون) به نزدیک به ۳۲۰ ppm افت یافت.
لیچاکوفسکی اظهار میکند که این درختان، امکان پذیر ماکروفیبریلهای بزرگتری را گسترش داده باشند تا در افت غلظت کربن در جو، اثربخشی بهتری اراعه دهند. او اکنون تصمیم دارد این ایده را از طریق مهندسی زیستی درختانی که دارای ماکروفیبریلهایی به اندازهی چوب میانی می باشند و سپس، سنجش مقدار جذب کربن آنها، آزمایش کند.
محققان میگویند اگر اثبات بشود که ماکروفیبریلهایی با اندازهی چوب میانی در جذب کربن بهتر عمل میکنند، امکان پذیر بتوان دیگر گونههای درختان را به نحوی پرورش داد که از این ویژگی برخوردار باشند و در نهایت، افزایش ظرفیت ذخیرهسازی کربن آنها مقدور میبشود.
یافتههای مطالعه در مجله New Phytologist انتشار شده است.
دسته بندی مطالب
مقالات کسب وکار
[ad_2]