[ad_1]
نوشته و ویرایش شده توسط مجله ی باماها

پژوهشگرها برای انتخاب پژوهش‌ها از پایگاه‌داده‌ی انجمن روان‌پزشکی آمریکایی سایک اینفو (APA) منفعت گیری و در این پایگاه، عبارت‌های دربردارنده‌ی «خودشیفتگی» و «خودشیفته» را جستجو کردند. هر مقاله توسط دو کدگذار مرور می‌شد که بخشی از تیم پژوهشی نبودند. کدگذارها به‌صورت جدا گانه پژوهش‌ها را بر پایه جزئیاتی همانند اندازه‌ی نمونه، نسبت جنسیت، روش‌ اندازه‌گیری به‌کاررفته و کشوری که در آن مثالهای جمع‌آوری شدند، اندازه‌گیری کردند. این روش پایدار علتتولید مجموعه عظیمی از داده‌ها شد که به قیاس‌ی ۳۷٬۲۴۷ شرکت‌کننده (۵۲ درصد زن) با طیف سنی ۸ تا ۷۷ سال تعلق داشت. زیاد تر شرکت‌کننده‌ها اهل اروپای شرقی، ایالات‌متحده و کانادا بودند.

روی هم‌رفته، پژوهشگرها فهمید شدند که همه ابعاد خودشیفتگی با افزایش سن افت یافته‌اند. این چنین افت اندکی در خودشیفتگی عاملیتی و روال کاهشی متوسط برای خودشیفتگی ستیزه‌جو و روان‌رنجورانه دیده شد. نسبت تحول بر پایه جنسیت، سن یا تولد متفاوت نبوده است.

این چنین پژوهشگرها فهمید شدند که خودشیفتگی افراد نسبت به همتایانشان در طول عمر ثابت باقی می‌ماند. به گفتن دیگر، افرادی که در سنین کودکی خودشیفته‌تر از حد میانگین بودند، در سن بزرگسالی هم خودشیفته‌تر از میانگین باقی ماندند.

چه مکانیزم‌هایی در افت خودشیفتگی افراد با افزایش طول عمر دخالت دارند؟ یکی از عوامل احتمالی می‌تواند تحول نقش‌های اجتماعی در طول زندگی باشد. ملزوم به یادآوری است که خودشیفتگی در راستای یک طیف وجود دارد که انتهای پائین‌تر آن سودمند است (اعتدال سالم بین عزت نفس و اعتمادبه‌نفس) و سمت بالای آن ناسالم و زیان اور است (عزت‌نفس در حال نوسان، پرخاشگری و عدم همدلی).

این چنین گمان سازگاری شخصیت افراد با پیش رفتن به سنین بزرگ‌سالی وجود دارد. برای مثال در این دوره افراد مسئولیت‌های اجتماعی و فردی مهمی همانند ضمانت به رابطه، نقش‌های رهبری یا ایفای نقش والدین را برعهده خواهند داشت. از سویی درصورتی‌که اشخاص بر خود متمرکز باشند، به‌سختی می‌توانند از فرزندانشان مراقبت کنند یا در نقش مدیر ظاهر شوند.

خودشیفتگی می‌تواند ژنتیکی باشد یا بسته به نوع محیط رشد، تحکیم بشود

حتی در سنین پیری، روال کاهشی خودشیفتگی ادامه اشکار می‌کند. احتمالا علت این قضیه را بتوان تمایل اشخاص به قیمت‌های نوع‌دوستانه همانند ضمانت به خانواده و فرزندان دانست. به همین علت افراد در این سنین تمایل کمتری به خودخواهی دارند، چرا که با پیامد‌های بدرفتاری با دیگران آشنا می باشند.

بر پایه پژوهش‌های دیگر، افراد با گذشت زمان به بلوغ بیشتری می‌رسند. برای مثال از نظر احساسی ارامش اشکار می‌کنند، ماموریت‌شناس (سخت‌کوش و فرمان‌بردار) و سازگارتر (مهربان و نوع‌دوست) خواهد شد. از آنجا که خودشیفتگی در نقطه‌ی روبه رو بلوغ قرار می‌گیرد، از نظر تئوری انتظار داریم که ویژگی‌های خودشیفتگی (به‌اختصاصی ستیزه‌جویی و روان‌رنجوری) با افزایش سن افت اشکار کنند.

زیاد تر بخوانید:

با این‌حال خودشیفتگی در برخی افراد به مرور زمان افزایش می‌یابد. پژوهش‌ها نشان خواهند داد برخی ابعاد خودشیفتگی همانند سوء‌منفعت گیری از دیگران و عدم همدلی می‌تواند وقتی که افراد در موقعیت‌های قوت قرار می‌گیرند، افزایش اشکار کنند. این قضیه به‌اختصاصی در کار و روابط دیده می‌بشود.

یقیناً نباید فراموش کرد که برخی افراد نسبت به افراد دیگر ذاتا خودشیفته‌تر می باشند. تنها رسیدن به سن ۷۰ سالگی به این معنی نیست که یک شخص نمی‌تواند خودمحور باشد، بلکه امکان پذیر این خودشیفتگی فقط نسبت به قبل افت اشکار کرده باشد.

خودشیفتگی تا حدی به ژنتیک هم مربوط است، اما امکان پذیر برخی محیط‌ها خصلت‌های خودشیفتگی را تشدید کنند. برای مثال، برخی سبک‌های پرورش فرزند همانند نادیده گرفتن، یا مراقبت بیشتر از حد یا تحسین بیش‌از اندازه با قرار دادن فرزندان در شأن و مرتبه بالا، همه می‌توانند علترشد خودشیفتگی فرزندان در بزرگسالی شوند؛ به این علت اعتدال، کلید حل این مشکل است.

فهمیدن کامل چگونگی تحول خودشیفتگی در طول زندگی مهم است. چرا که می‌تواند آثار مخربی بر خود فرد و افراد اطراف او داشته باشد.

دسته بندی مطالب
مقالات کسب وکار

مقالات فناوری

مقالات آموزشی

مقالات سلامتی

[ad_2]