[ad_1]
نوشته و ویرایش شده توسط مجله ی باماها
هنگامی برای نوزادی شعر میخوانید یا با صدایی کودکانه با او سخن بگویید میکنید، دچار رفتاری شدهاید که تقریباً هیچ جانور فرد دیگر در آن با ما شریک نیست. او گفتوگوی مداوم با نوزادان، ویژگی بی همتا ماست و احتمالا همان عاملی باشد که میلیونها سال پیش، راه را برای پیدایش زبان هموار کرد.
بهگزارش نیویورکتایمز، پژوهشی تازه که با سفر به جنگلهای آفریقا و آمازون و ردیابی حرکت انسانها و میمونهای بیدم انجام شد، مشخص می کند که هرچند انسانها به شکلی طبیعی و مداوم با نوزادانشان سخن میزنند، این چنین رفتاری در بین میمونهای بیدم بزرگ، تقریباً وجود ندارد. یوهانا شیک، زبانشناس در دانشگاه زوریخ و نویسندهی مطالعه، این ویژگی را یکی از توانمندیهای منحصربهفرد انسانی میداند که بهمرور زمان در مسیر تکامل زبان شکل گرفته و گسترش یافته است.
در دنیای جانوران تشکیل صدا اتفاقای فراگیر است، اما فقط انسانها می باشند که میتوانند از ترکیب آواها، جملههایی با معناهای پیچیده و بیشمار بسازند. برای پیبردن به ریشههای این توانایی شگفت انگیز، دانشمندان در پژوهش تازه به مطالعهی نزدیکترین خویشاوندان ما، یعنی میمونهای بیدم، پرداختهاند.
فقط انسانها می باشند که میتوانند از ترکیب آواها، جملههایی با معناهای پیچیده و بیشمار بسازند
شواهدی وجود دارد که برخی از عناصر بنیادین زبان در نیاکان مشترک انسان و میمونها شکل گرفته بودند. برای مثال، شامپانزهها میتوانند بانگهای گوناگون را به شکل جفتهای ترکیبی بهکار بگیرند تا مطلب تازهای منتقل کنند؛ نوعی اغاز برای توانایی ساختن معنی از قطعههای صوتی کوچکتر، همانند همان کاری که ما با واژهها و جملهها انجام میدهیم.
تولد زبان فقط با قابلیتهای صوتی اتفاق نمیافتد، بلکه نیاز به یادگیری دارد. هم نوزادان انسان و هم میمونها باید با گذشت زمان، نحوهی درست تشکیل صداهای بزرگسالان را بیاموزند. بااینحال، قسمت عمدهی پژوهشها بر رشد زبانی نوزادان انسان متمرکز بوده و درموردی فرآیند یادگیری بانگ در نوزادان میمونهای وحشی، اطلاعات اندکی وجود دارد.
زیاد تر بخوانید
در انسانها، «گفتار نوزادمحور» یکی از ویژگیهای زیاد چشمگیری است که در تعامل بزرگترها با نوزادان دیده میبشود. این سبک گفتار طبق معمولً پر از تکرار، اغراق در تلفظ، لحن آهنگین و صدای بلند و لطیف است. حتی نوزادانی که تا این مدت درکی از معنی واژهها ندارند، نسبت به این نوع سخن بگویید عکس العمل نشان خواهند داد. به نظر میرسد گفتار کودکانه، بستری فراهم میکند تا نوزاد کمکم با ویژگیهای پایهای زبان آشنا بشود.
با وجود اهمیت گفتار نوزادمحور، زمان و چگونگی پیدایش این اتفاق در تاریخ تکامل انسان، هم چنان در هالهای از ابهام می بود. فرانزیسکا وگدل، پژوهشگر در دانشگاه زوریخ، برای پرکردن این خلأ به قلب جنگلهای جمهوری دموکراتیک کنگو سفر کرد و بونوبوها را از نزدیک زیر نظر گرفت. او هر روز نوزادی را جستوجو میکرد و همه لحظاتی را که بزرگسالان با آن نوزاد یا در وجود او سخن میزدند، به ثبت میرساند.
در همین میانه، کارولین فرینس، زیستشناس رفتاری در دانشگاه نوشاتل سوئیس و یکی از نویسندگان مطالعه، روشی شبیه وگدل را روی شامپانزههای اوگاندا پیاده کرد. اما پژوهش به همینجا محدود نماند. دادههایی از اورانگوتانها در اندونزی و گوریلها در آفریقای مرکزی نیز در کنار دادههای تازه قرار گرفتند تا تصویری جامعتر از حرکت ارتباطی میمونهای بیدم ترسیم بشود.
در مرحلهی سپس، پژوهشگران سراغ کودکان انسان رفتند؛ نه فقط در منطقهای خاص، بلکه در جوامع گوناگون در چهار گوشهی دنیا. از جنگلهای آمازون گرفته تا روستاهای نپال، از قبایل گینهی نو تا آلپ سوئیس، حرکت بزرگسالان با کودکان ثبت و تحلیل شد.
نتیجهی بهدستآمده زیاد آشکار و شگفتآور می بود: نوزادان میمونها تقریباً هیچگاه مورد خطاب مستقیم بزرگسالان قرار نمیگیرند. حتی شامپانزههایی که بهطور کلی موجوداتی پرحرفاند، امکان پذیر تنها یکبار در روز نوزادی را صدا بزنند. در مواردی نیز هیچ ارتباطی حتی از سوی مادر دیده نمیبشود.
نوزادان میمونها تقریباً هیچگاه مورد خطاب مستقیم بزرگسالان قرار نمیگیرند
در روبه رو، نوزادان انسان در همه فرهنگها، در طول روز چندین دفعه و چندین دفعه مخاطب قرار میگیرند. در برخی موارد، تعامل با نوزادان هر چند دقیقه یکبار اتفاق میافتد. بر پایه دادهها، نوزادان انسان ۶۹ برابر زیاد تر از شامپانزهها و ۳۹۹ برابر زیاد تر از بونوبوها، گفتار نوزادمحور دریافت میکنند. سایمون تاونسند، یکی از پژوهشگران مطالعه، میگوید: «واقعاً نمیتوانیم خودمان را کنترل کنیم.»
بر پایه تحلیل پژوهشگران، نوزادان در گونههای غیرانسان، با شنیدن تماسهای صوتی بزرگترها با یکدیگر، ساختار آواهای پایه را یاد میگیرند و همین برای سامانهای ساده کافی است. اما زبان انسان بهمرور پیچیدهتر شد و کودکان برای تسلط بر آن به محرکهای زبانی فعالتری نیاز داشتند. بهحرف هایی شیک، تعامل مستمر با کودکان حتی پیش از آنکه زبانآموزی فعال اغاز بشود، آنها را برای ورود به ساختار زبانی گسترش یافتهتر آماده میکند.
آصف غضنفر، عصبشناس در دانشگاه پرینستون، معتقد است که راز تفاوت بین انسان و میمون، در تکامل مغز نهفته است. مغز نوزادان انسان نسبت به دیگر پستانداران زیاد کندتر رشد میکند، اما همین امر آن را برای زمان طویلتری انعطافپذیر و مستعد یادگیری نگه میدارد. دورهی طویلتر ناتوانی، نیاز به مراقبت را افزایش میدهد و تماس مستمر، فرصتی استثنایی برای یادگیری زبان تشکیل میکند.
زیاد تر بخوانید
مارینا کالاشنیکووا، زبانشناس در مرکز باسک اسپانیا، یادآوری میکند که زیاد تر کودکان بازدیدشده در مطالعه بین دو تا چهار سال سن داشتهاند. از نظر او، گفتار بزرگترها امکان پذیر برای نوزادان خردسالتر متفاوت باشد و همین قضیه میتواند افق تازهای برای پژوهشهای آینده باز کند. او میگوید: «فکر میکنم سن کودکان بر نحوهی گفتار بزرگترها با آنها و همینطور بر مقدار این او گفتوگوها تأثیر گذاشته باشد.»
بااینحال، مسئلهای در دل سکوت میمونها نهان مانده است. تیم پژوهش دریافتند که حتی در گونههایی همانند گوریلها و بونوبوها، تماسهای مستقیم بین بزرگسالان و نوزادان، هرچند زیاد نادر، وجود دارد. کارولین فرینس پافشاری میکند که این صداها اتفاقی نیستند و گمان دارد ریشههای گفتار نوزادمحور انسانی در همین تماسهای اولیه نهان باشد. او میگوید: «این صداها قطعاً اتفاقی نیستند. کاملاً اشکار است که چیزی در حال رخدادن است.»
یافتههای پژوهش در نشریه ساینس انتشار شده است.
دسته بندی مطالب
مقالات کسب وکار
[ad_2]